امام حسين(ع):هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به چيزي که از آن ميترسد مبتلا مى گردد.

هفته‌نامه پرتو

 

شماره 862 هفته نامه پرتو سخن

چهارشنبه 26 اسفند 95

برای دریافت کامل هفته نامه، اینجا کلیک کنید

 

يادداشت

گفتگوی صمیمی دکتر رحیم پور با جوانان (بخش اول)
شاخص‌هاي انقلابي‌گري از نگاه امام خميني(ره)
بيانات ر‌هبر معظم انقلاب
محمدرضا باقرزاده
عبدالصالح شمس‌اللهي

پيوندها

   قبس

 

 

 

 

بازخوانی روایتی از شخصیت‌های رسانه‌ای تاثیر گذار در فتنه88

اتفاقاتی که در سالیان ابتدایی تا کنون انقلاب در حال رویداد است، بایستی با یک نگاه جامعه شناسانه به موضوع بررسی شود تا گره‌های پنهان قضیه برای مردم باز شود تا دیگر درگیر شبهه پراکنی و بازی رسانه‌ای عده‌ خاصی نگردد.

وقتی از پستی و بلندی اتفاقات انقلاب عبور می‌کنیم، هر روز آن یک حادثه دارد که شاید به ظاهر امری بود که مرتفع شد ولی با نگاهی راهبردی به مسئله می‌بینیم که تدابیر مقام معظم رهبری و فعالیت جهادی فرزندان انقلاب نبود، شاید اینگونه ختم نمی‌شد و در ابتدای مسیر قبل از سوریه، ایران دچار جنگ داخلی می‌شد. در این یادداشت تلاش شده است تا به معرفی شش تن از فعالین رسانه‌ای فتنه 88 بپردازیم:

1- شیرین عبادی

وی متولد شهر همدان در سال 1326 می‌باشد، پدرش رئیس اداره ثبت همدان و یکی از اولین اساتید حقوق تجارت بود. سال 1350 فوق لیسانس از دانشگاه تهران گرفت و در دادگستری مشغول به کار شد و در سال 1354 به ریاست شعبه 24 دادگاه شهرستان نائل آمد.

پیش از فتنه 88 بر روی مسئله زنان تاکید زیادی داشت و از محافل حقوق بشری غرب برای دخالت در امور اجتماعی کشور تقاضا می‌کرد. مهمترین تلاش شیرین عبادی بر روی مسئله حقوق بشر و نقض آن توسط جمهوری اسلامی در مجامع بین‌المللی بوده است.

سال 1389 در شبکه بی بی سی فارسی از زنان خواست تا برای مبارزه با ایران اقدام کنند و نسبت به مسائل سیاسی اطراف سکوت کنند.

یکی از مهمترین فعالیت‌های او دفاع از بهائیانی بود که به جرم جاسوسی بازداشت شده بودند، همچنین پیرامون روابط ایران و سوریه دروغ پراکنی‌هایی را صورت داد که همراه با این فعالیتش تلاش داشت تا بتواند تحریم‌هایی را علیه ایران در حوزه حقوق بشر به ثبت برساند تا به این طریق به زعم خویش حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد و از سوی دیگر بتواند به مردم کمک کند.

2- عبدالعلی بازرگان

او متولد سال 1322 در تهران است. فرزند مهدی بازرگان است و در دانشگاه شهید بهشتی تا مقطع فوق لیسانس تحصیل کرد. از فعالیت‌های سیاسی وی می‌توان به عضویت در سازمان جوانان جبهه ملی، حضور در شورای مرکزی جبهه ملی اشاره کرد.

مهمترین فعالیت‌های وی علیه جمهوری اسلامی ایران، می‌توان به اتهام زنی پیرامون رفتارهای تنش زایانه ایران علیه غرب نام برد و به دنبال استدلالی برای نادیده گرفتن قطعنامه 1737 توسط ایران بود تا مجازات‌های نظامی و مالی را به تبع این رفتار به همراه داشته باشد.
وی در ادامه مسیر پدر به تحریف مفاهیم شیعه پرداخت و از فرقه‌های انحرافی من جمله دراویش حمایت می‌کرد. در فتنه 88 از چهره‌هاهی مسئله دار حمایت می‌کرد و به عنوان یکی از چهره‌های شاخص برای سرنگونی نظام تلاش می‌کرد.

3- سید مجتبی واحدی

او در سال 1343 در شهر قم تولد یافت و به عنوان مقاله نویس و مشاور ارشد مهدی کروبی شناخته شد و از سال 1361 تا 1366رئیس دفتر مهدی کروبی بود. وی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 به صورت پنهانی از کشور گریخت و از لندن به سردبیری روزنامه آفتاب یزد ادامه می‌داد.

یکی از مشهورترین اعتراضات این چهره در مقابل مجلس هفتم بود که نظارت قانونی خویش را به دولت خاتمی اعمال می‌کرد و قبل از آن به تطهیر عملکرد مجلس ششم پرداخته بود. او در میان اصلاح طلبان به تندروی مشهور بود و معمولا هر روز به دنبال جنجال پیرامون یک اتفاق بود، از جمله دعوت اصلاح طلبان به تندروی و نفی طیف‌های متعادل.

بعد از خروج از کشور نیز به توهین‌هایش علیه جمهوری اسلامی ادامه داد و در مقالات متعدد به نمایندگان مجلس، نمایندگان خبرگان، رئیس جمهور وقت و ... توهین‌های زیادی را روا داشت و عموما در شبکه‌های فارسی زبان بیگانه حاضر می‌شد.

4- محمود صدری

وی برادر دوقلوی احمد صدری استاد جامعه شناسی در دانشگاه زنان در ایالت تگزاس آمریکاست. روزنامه نگار است و کتاب‌های سروش را به انگلیسی ترجمه می‌کرد و دو مدخل درباره شیخ محمود حلبی و انجمن حجتیه و یک مدخل درباره بهائیت در دانشنامه جهان اسلام از جمله دیگر آثار اوست و در روزنامه‌هایی چون نیویورک تایمز و گاردین فعالیت می‌کند.

مهمترین نگاه وی تفکیک اسلام به طالبانی و پیشرو و قرار دادن ایران در دسته سومی میان این دو دسته که روشنفکرانی چون حامد ابوزید، عبدالکریم سروش و سیاستمدارانی چون عبدالله گول و رجب طیب آردوغان و محمد خاتمی را در قسمت پیشرو جریان اسلام خواهی قرار داده است.

محمود صدری بیشتر در نگاه معرفتی وارد بحث می‌شد و هنگام گفتگو در مقوله سیاست داخلی معتقد به وجود تنش در فضای سیاسی کشور بود و همواره از فتنه انگیزی ها و اتفاقات سیاسی و فرهنگی داخل نظام سخن می‌گفت.

اما در دوران فتنه 88 و بعد از آن به عنوان یک فعال اجتماعی وارد شد تا در کنار گوگوش تا سروش نقشی در این کودتای مخملی داشته باشد. هیچ وقت نسبت به مسائل گوناگون نظام بی تحلیل نبوده و حتی مرگ هاله سحابی را بر گردن نظام می‌انداخت.

5- فرح کریمی

فرحناز کریمی سال 1339 در اصفهان به دنیا آمد. وی سیاست مدار ایرانی هلندی عضو حزب سبزهای چپ است که از 1998 تا 2006 عضو مجلس نمایندگان هلند بود. کریمی پس از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست. با اقدام مسلحانه سازمان منافقین علیه انقلاب و نظام و برخورد مقتدرانه جمهوری اسلامی با این مقوله به عراق مهاجرت کرد و بعد از آن عازم اروپا شد.

از جمله فعالیت‌های وی جلب کردن نظر نمایندگان پارلمان هلند برای تاسیس شبکه ضد ایرانی بود که با مخالفت وزارت خارجه این کشور روبه رو شد و مسعود بهنود و باستانی برای جلب نظر هلندی‌ها ابتدا به تاسیس یک سایت دست زدند.

تاسیس رادیو زمانه و تخصص بودجه گزافی به مبلغ 2.8 میلیون یورو از مالیات هلند برای گرداندن این رادیو از جمله فعالیت‌های فرحناز کریمی بوده است. وی در حالی با وابستگی به کشورهای اروپایی علیه کشورش دست به تاسیس رادیو و سایت زد و با بودجه این کشور علیه کشور خودش فعالیت می‌کند، معتقد است که کشور ایران مستقل نیست و استقلال ندارد.

6- هادی خرسندی

وی در سال 1322 در فریمان به دنیا آمد. اولین مطالبش را در مجله طنز توفیق می‌نوشت و بعدها در تهران مصور، مجله کاریکاتور، جلب سیاحان، اطلاعات و جهانگردی و روزنامه اطلاعات نیز طنز می‌نوشت. بعد از انقلاب او در لندن سکنی گزید و مجله اصغر آقا را تنها سرهم می‌کرد.

او ابتدا با اصلاح طلبان موضع داشت ولی با دیدن مخالفت‌های تنی چند از افراد این فرقه رفتاریی متفاوت‌تر را به نمایش گذاشت و با نرمی برخورد می‌کرد.

نوشته های خرسندی همراه با الفاظ رکیک و توهین به افراد و شخصیت‌های مختلف بوده است، از جمله آنها می‌توان به اشعار و طنز نوشته هایی که مضامین ضد دینی دارد اشاره داشت. همچنین در فعالیت‌های دیگرش باورهای نژاد پرستانه را رواج می‌دهد و به دنبال ترویج ایرانی‌گرایی بود.