امام حسين(ع):هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به چيزي که از آن ميترسد مبتلا مى گردد.

به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی، حجت الاسلام و المسلمین شکروی کاشانی دبیر اجرائی بیست و دومین همایش کشوری دفتر ارتباطات فرهنگی با عنوان « حوزه انقلابی و رسالت های آن» به ارائه گزارشی پیرامون این همایش پرداخت که در ادامه متن کامل این گزارش تقدیم می گردد: با سلام و درود به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت بقیة الله حجت ابن الحسن العسگری روحی و ارواح العالمین له الفداء و با سلام به روح بلند کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و با سلام به روح عرشی شهداء و امام شهداء بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و با درود و سلام به پیشگاه مرجع عظیم‌الشأن و رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیة‌

هفته‌نامه پرتو

 

شماره 862 هفته نامه پرتو سخن

چهارشنبه 26 اسفند 95

برای دریافت کامل هفته نامه، اینجا کلیک کنید

 

يادداشت

پيوندها

   قبس

 

 

 

 

با اين نسخه ها حوزه ها انقلابي ميماند

حوزهها؛ برپادارندگان انقلاب

تاريخ حوزهها، منحصر به فعاليتهاي علمي يا تبليغي، نمانده است؛ زيرا پس از آغاز دوران غيبت، بخصوص با آغاز غيبت کبري، با تفويض رهبري امت اسلامي به فقها از سوي ائمه(ع) و ارجاع مردم به ايشان، نقش علما و حوزههاي علميه در هدايت امت اسلامي، نمايانتر و برجستهتر شد. از آن هنگام تاکنون، حوزههاي علميه شيعي، با گذشت هزار و چهارصد و اندي، با تلاش و مجاهدت و تحمل سختيها و تبعيدها و اتّهامات و... در مسير ترويج، تبيين و اجراي معارف ناب شيعي، گام برداشتهاند و به شهادت تاريخ، کارنامه زرّيني از خود به يادگار گذاردهاند.

نگاهي کوتاه به تاريخ معاصر ايران نشان ميدهد که يگانه جريان جدّي و پيگير مدافع عزت ملي ايران در برابر استعمار غربي و استبداد داخلي، روحانيت شيعه بوده است. حوزهها همواره از پيشگامان نهضتهاي اجتماعي ضدّاستعماري و ضدّ استبدادي بوده‌اند. روحانيت شيعه با الهام از مکتب اهل بيت(ع) برخلاف روحانيت ساير مذاهب و فرق اسلامي، هيچگاه حاکمان جائر و طواغيت را به رسميّت نشناخت و در برابر آنان سکوت نکرد و بر سر سفره آنان ننشست، با ظالمان و مستبدان سازش نداشت و در برابر چپاولگري استعمارگران، سکوت پيشه نساخت. روحانيت، همواره حافظ و پاسدار استقلال و منافع ملّي و جوامع مسلمان بوده است.  از طرفي همراهي و دفاع روحانيت از مستضعفان و منافع ملّي، روحانيت را به نقطه اتّکا و اعتماد مردم، تبديل کرده است. تاريخ نشان داده که هيچ نهضت اجتماعي در ايران و جهان اسلام، بدون همراهي و پيشگامي روحانيت، با اقبال مواجه نشده و به سرانجام نرسيده است.1 از مقاومت حماسي آيتالله کني در مقابل امتياز استعماري رويتر تا قيام پيروزمندانه تنباکو به رهبري آيتالله شيرازي و از دفاع حماسي آيتالله شهيد فضل الله نوري از هويت اسلامي نهضت عدالتخانه در برابر تهاجم غربزدهها تا حماسه سي تير به رهبري آيتالله کاشاني و نهايتا پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) همه و همه نمونههايي از حرکتهاي انقلابي  و ستيز عدالتخواهانه و استقلالطلبانه روحانيت شيعه در دفاع از استقلال و آزادي مردم ايران بوده است. تاريخ حوزههاي علميه بيانگر اين واقعيت است كه حوزههاي علميه همواره طلايهدار حركتهاي ضد استعماري و استبدادي و برپادارندگان انقلابهاي ديني و مردمي بوده و هست و خواهد بود.2

دغدغه انقلابيماندن حوزه

امام(ره) در منشور روحانيت ميفرمايند: «روحانيت بايد نبض زمان در دستش باشد، پاسخگويي به مسائل مستحدثه کافي نيست. رهبريِ حوادث کند، نه اين که آنها يک مسأله سياسي خرد يا کلان درست کنند، آن وقت ما مجبور بشويم به گونهاي آن را حل و فصل کنيم؛ ما بايد نبض زمان را در دست داشته باشيم.» حوزه انقلابي يعني حوزهاي که نبض حوادث آينده منطقه و جهان را رقم ميزند، نه اين که ديگران حادثهها را رقم ميزنند اين ميايستد، جبهه ميگيرد و پاسخ ميدهد. آنها نظام جهان را تعريف کنند بعد ما ببينيم با فقه بايد چهکارش کرد؟

حوزه انقلابي يعني حوزهاي که طرحي ميدهد براي اين که نظام پولي اسلام، جايگزين نظام مالي سرمايه داري بشود؛ نظام ولايي اسلام جايگزين دموکراسي بشود و امثال آن.

حوزه انقلابي يعني حوزهاي که در اين مقياس پژوهش ميکند، در اين مقياس پژوهشگر ميپروراند. آموزششان ميدهد و بعد هم در همين مقياس، اسلام را ابلاغ ميکند. ابلاغ هم تنها ابلاغ به بدنه عمومي جامعه نيست، بخشي از مأموريت حوزه همکاري پژوهشي با دستگاههاي علمي براي توليد علم ديني است؛ بخشي، همکاري براي ايجاد برنامهريزي اسلامي يا به تعبيري الگوي پيشرفت اسلامي است؛ بخشي، همکاري براي توليد دانش اسلامي، حداقل علوم انساني اسلامي است؛ اينها مأموريتهاي حوزه است؛ حوزهاي که در اين مقياس پژوهش نکند نميتواند انقلابي بماند؛ حوزهاي که احساس نکند وارد درگيري عظيم جديدي شده و اين احساس به موضوع کار تبديل نشود نميتواند انقلابي بماند؛ حوزهاي که واحد مطالعهاش ايجاد تمدن نيست نميتواند انقلابي بماند، صف خودش را جدا ميکند. و در اين صورت انقلاب اسلامي هم نميتواند ادامه پيدا کند. اسلاميت انقلاب به اين است که رفتار انقلابي متصل به فرهنگ اسلام شود و نقطه اتصال منطقياش حوزه است.3

کليدواژههاي انقلابي ماندن از ديدگاه امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب 

کليدواژه «انقلابيگري» و «انقلابيماندن» از همان روزهاي مبارزات انقلابي در بين مردم رواج داشت و با بيانات امام خميني(ره) در مقاطع و اجتماعهاي مختلف درباره عوامل پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال آن استخراج ويژگيهاي شخصيت انقلابي از اين بيانات، رنگ و بوي ديگري به خود گرفت تا نااهلان آن روزگار به نام انقلابيگري دايره جذب نظام را تنگتر نکنند؛ تهديدي که بعضا نظام جمهوري اسلامي را پس از گذشت 37  سال از پيروزي انقلاب اسلامي تهديد ميکند.

امام خميني(ره) در ديدارهاي مختلف با مردم بهويژه روحانيون درباره شاخصهاي انقلابيگري و انقلابيماندن مطالب مهمي بيان فرمودند، که ميتوان از آن به مؤلفههاي انقلابيماندن تعبير کرد. پس از رحلت امام خميني(ره) و جانشيني خلف صالح او، امام خامنهاي(دامت بركاته) در ادامه راه آن شخصيت بزرگ الاهي و سياسي براي حفظ روحيه انقلابي در جامعه و انقلابي ماندن جامعه بهويژه در حوزههاي علميه و طلاب و فضلا كوشيدند و به اقتضاي ورود انقلاب به دهه چهارم و چالشهاي روبهروي نظام اسلامي و حوزههاي علميه بر تأكيدات خود افزودند كه اميد ميرود با نصبالعين قراردادن رهنمودهاي امام راحل(ره) و امام خامنهاي، جامعة ما بهويژه حوزههاي علميه همواره حافظ روحيه انقلابي و انقلاب اسلامي باشند.

مؤلّفههاي انقلابيماندن از منظر امام خميني(ره)

داشتن شخصيت انقلابي

در بحبوحه مبارزات انقلابي، داشتن شخصيت انقلابي و انقلابيبودن، امري بديهي براي رسيدن به هدف بود اما در همان سالهاي ابتدايي انقلاب، هرج و مرجهاي برخي گروههاي تندرو، سبب شد تا امام(ره) در اين باره بياناتي داشته باشند:

«شما خيال نکنيد که حالايي که انقلاب شده پس ما هر کاري دلمان ميخواهد بکنيم. ضد انقلابيها جزء شماها ميشوند، شما هم نميشناسيد آنها را، تحريک هم ميکنند، ميريزيد ميشکنيد و يک مملکت را اينطوري نمايش ميدهيد که اينجا هرج و مرج است، يک مملکت هرج و مرجي است... آداب اسلامي اين است که هر کسي موظف بداند خودش را به اينکه حفظ حدود و ثغور را بکند، نه اينکه هرکس هر کاري، هر کميتهاي دلش ميخواهد هر کاري بکند، از او بپرسند چرا، ميگويد انقلاب است. هر پاسداري هر کاري دلش ميخواهد بکند از او بپرسند، ميگويد اين انقلاب است. هر جواني هر کاري ميخواهد بکند، بگويد انقلاب است، معنايش اين است که اصلاً انقلاب آن هم انقلاب اسلامي هرج و مرج است، انقلاب اسلامي حکومت جنگل است. اين غلط است بايد موازين داشته باشد.. نه اينکه هر کسي هر کاري دلش ميخواهد بکند و هرکس هر طوري عمل بکند و اسمش هم اين است که انقلاب است. انقلاب اسلامي معنايش اين است که متحول شده است يک مملکت طاغوتي که هر کس ميخواست ظلم بکند، ميکرد به اتکال سرنيزه، مبدل شده است به يک مملکت اسلامي که روي موازين اسلامي عمل ميشود. موازين اسلامي اين است که اگر فرض کنيد که يک کسي جرمي کرده است، خودش نمي تواند برود آن جرم را عوض کند.»4

اين بيانات نشان ميدهد که افراد نبايد به بهانه انقلابيبودن، قوانين کشور را زير سؤال ببرند و به دلخواه خويش عمل کنند و با سنگ محک خود، برخي افراد را در دادگاه قضاوتشان از دايره نظام و انقلابي بودن خارج کنند.

توکل به خدا، داشتن ايمان قوي و وحدت

امام خميني(ره) در ديدار گروهي از مردم فلسطين، ليبي، عراق و مصر در اين باره ميفرمايند: «ما به قدرت طبيعي بر اين مشکلات و بر اين مصيبتهايي که وارد شده است فائق نيامدهايم، براي اينکه قدرت ما به حسب طبيعت قدرت بسيار ناچيزي بود در مقابل قدرتهاي بسيار بزرگ مثل قدرت آمريکا و قدرت شاه سابق با آن ابزاري که اينها در دست داشتند ما بر اينها غلبه کرديم، ملت ما در اين نهضت پيروز شد، اين فقط براي اتکال به خدا بود... .»5

بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي همچنين در ديدار با جمعي از پاسداران انقلاب اسلامي در باب اهميت وحدت کلمه ميفرمايند: «...برادران من! از ياد نبريد اين رمز پيروزي را؛ اين وحدت کلمهاي که در تمام اقشار ايران پيدا شد معجزه بود و کسي نميتواند اين را ايجاد کند... .» 6

سادهزيستي و نفي اشرافيت

يکي ديگر از مؤلفههاي انقلابيگري از ديدگاه امام(ره) را ميتوان سادهزيستي و نفي اشرافيت دانست؛ ايشان در پيامي به مناسبت گشايش دومين دوره مجلس شوراي اسلامي تاکيد ميکنند: «اگر بخواهيد بيخوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع کنيد و ابرقدرتان و سلاحهاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئههاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نکند، خود را به سادهزيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد... .»7

روحيه استقلالطلبي و وابستهنبودن به قدرتهاي خارجي

يکي از مهمترين ويژگيهاي يک فرد انقلابي را ميتوان داشتن روحيه استقلالطلبي و نداشتن وابستگي به قدرتهاي خارجي دانست؛ موضوعي که در مصاحبه امام(ره) با خبرگزاري رويترز در سال 57 در نوفل لوشاتو به خوبي مشهود است: «...شاه استقلال سياسي، نظامي، فرهنگي و اقتصادي ما را از بين برده است و ايران را در همه ابعاد وابسته به غرب و شرق کرده است.»8

ايشان همچنين در پيامي به طلاب علوم ديني و دانشآموزان و دانشجويان ميفرمايند: «در همه حال، شعار ما قطع ايادي اجانب راست و چپ از سر کشور است؛ زيرا رشد و استقلال و آزادي با وجود دخالت اجنبي از هر جنس و مسلک و مکتب، در هر امري از امور کشور، اعم از سياسي و فرهنگي و اقتصادي و نظامي خواب و خيالي بيش نيست؛ و هر کس در هر مقامي و به هر صورتي اجازة دخالت اجانب را در وطن عزيز ما، چه با صراحت و چه به وسيلة طرحهايي که لازمهاش ادامة تسلط اجنبي يا ايجاد تسلط تازهاي باشد بدهد، خائن به اسلام و کشور است، و احتراز از او لازم است؛ زيرا اگر دخالت اجانب خصوصاً امريکا، شوروي، انگليس وجود داشته باشد، هر رژيمي که روي کار بيايد تنها آلتي خواهد بود براي عقب نگهداشتن ملت و ادامة بدبختيها و محروميتها از يک طرف، و چپاولگريها و قلدريها از طرف ديگر. عوض شدن مهرهها گرچه ممکن است موقتاً اوضاع را بهتر از حال حاضر کند، ولي تأثيري در سرنوشت ما ندارد؛ زيرا تمام بدبختيها و گرفتاريهاي مسلمين از دخالت اجانب در مقدرات آنان است.»9

مردميبودن و خود را از آنان جدا ندانستن

مردميبودن و خود را از مردم جدانکردن، از ديگر مؤلفههاي مورد تاکيد امام است که ميتوان آن را نيز در زمره ويژگيهاي فرد انقلابي دانست. امام(ره) در ديدار هيات بحريني و پاسداران ميفرمايند: «امروز روزي است که بايد حفظ کنيد شما اسلام را. حفظ اسلام به اين است که اعمالتان را تعديل کنيد، با مردم رفتار خوب بکنيد، برادر باشيد با مردم، مردم را اينطور حساب نکنيد. رژيمهاي سابق مردم را از خودشان جدا ميدانستند. آنها در يک طرف بودند، مردم هم در يک طرف بودند. آنها مردم را ميکوبيدند، مردم هم آنها را اگر ميتوانستند. امروز که مردم جدا نيستند از پاسداران اسلام، حکومت اسلام که از مردم جدا نيست... از همين مردم و از همين جمعيت است، شما هم از همين مردميد، از همين جمعيتيد، شما کاري نکنيد که مردم از شما بترسند، شما کاري بکنيد که مردم به شما متوجه بشوند، کاري بکنيد که مردم محبت به شما بکنند، پشتيبان شما باشند. اگر مردم پشتبيان يک حکومتي باشند، اين حکومت سقوط ندارد، اگر يک ملت پشتيبان يک رژيمي باشند، آن رژيم از بين نخواهد رفت... .»10

مؤلفههاي انقلابي ماندن از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

1. نيفتادن در دام افراط و تفريط

رهبر انقلاب خطاب به طلاب ميفرمايند: «از افراط و تفريط بايد پرهيز کرد. جوانهاي انقلابي بدانند همانطور که کنارهگيري و سکوت و بيتفاوتي ضربه ميزند، زيادهروي هم ضربه ميزند؛ مراقب باشيد زيادهروي نشود. اگر آن چيزي که گزارش داده شده است که به بعضي از مقدسات حوزه، به بعضي از بزرگان حوزه، به بعضي از مراجع يک وقتي مثلاً اهانتي شده باشد، درست باشد، بدانيد اين قطعاً انحراف است، اين خطاست. اقتضاي انقلابيگري اينها نيست. انقلابي بايد بصير باشد، بايد بينا باشد، بايد پيچيدگيهاي شرايط زمانه را درک کند. مساله اينطور ساده نيست که يکي را رد کنيم، يکي را اثبات کنيم، يکي را قبول کنيم؛ اينطوري نميشود.»11

2. پرهيز از سياست زدگي

يکي ديگر از ويژگيهاي فرد انقلابي را با توجه به بيانات مقام معظم رهبري ميتوان پرهيز از سياستزدگي دانست. ايشان فرمودند: «اگر به اسم انقلابيگري، امنيت را از بخشي از مردم سلب کنيم، اين هم از مصاديق انحراف از خط امام عزيزمان است. اگر عنوان مجرمانهاي بر حرکتي منطبق شود، دستگاههاي مسؤول موظف به پيگيري هستند اما اگر کسي به دنبال براندازي و اجراي دستور دشمن نيست ولي با مذاق و تفکر سياسي ما مخالف است، نبايد عدالت و امنيت را از او سلب و او را زير پا له کنيم؛ چراکه به فرموده قرآن، مخالفت با يک قوم نبايد موجب بيتقوايي و بيعدالتي شود و همه بايد در اين زمينهها هوشيار و مراقب باشند.»12 

3 . نداشتن ترس

رهبر معظم انقلاب، نترسيدن را از مؤلفههاي انقلابيبودن دانست و در تببين آن فرمودهاند: «بايد در هر شرايطي در اتخاذ مواضع انقلابي صراحت داشت و صريح و بدون رودربايستي در مقابل دشمن، مواضع انقلاب و مباني امام بزرگوار را بدون ترس و خجالت بيان کرد... .»13

4 .حفظ روحيه انقلاب

تأکيد رهبر معظم انقلاب اسلامي بر حفظ هويت انقلاب، يکي از دغدغههاي مهم رهبري طي سالهاي پس از زعامت ايشان بوده است و بايستي آن را يکي از موضوعات ثابت مطالبات ايشان دانست. براي نمونه، رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت در آذر1387 ميفرمايند: «آنچه مهم است اين است که نظام جمهوري اسلامي يک ساخت حقوقي و رسمي دارد که آن قانون اساسي، مجلس شوراي اسلامي، دولت اسلامي، انتخابات ـ همين چيزهايي که مشاهده ميکنيد ـ است، که البته حفظ اينها لازم و واجب است اما کافي نيست. هميشه در دلِ ساخت حقوقي، يک ساخت حقيقي، يک هويت حقيقي و واقعي وجود دارد؛ او را بايد حفظ کرد. اين ساخت حقوقي در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هويت حقيقي در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغيير پيدا کند، ولو اين ساخت ظاهري و حقوقي هم باقي بماند، نه فايدهاي خواهد داشت، نه دوامي خواهد داشت، مثل دنداني که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولين برخورد با يک جسم سخت در هم ميشکند. آن ساخت حقيقي و واقعي و دروني، مهم است؛ او در حکم روح اين جسم است. آن ساخت درونيچيست؟ همان آرمانهاي جمهوري اسلامي است؛ عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها... ايستادگي در مقابل نفوذ دشمن.»

5 . استمرار حرکتهاي انقلابي و دوري از محافظهکاري

مقام معظم رهبري در طول دو سال گذشته بارها بر اين نکته تأکيد کردهاند که انقلاب و حرکت انقلابي بايد باقي بماند. با جستوجويي کوتاه در سخنرانيهاي ايشان ميتوان عبارتهايي همچون «من انقلابيام»، «مجلس خبرگان بايد انقلابي بماند» و «در مقابل جريان غيرانقلابي داخل نظام بايد ايستاد» را يافت که همگي بر ضرورت استمرار حرکتهاي انقلابي و دوري از محافظهکاري تأکيد دارد. ايشان در سخنراني خود در جمع طلاب و روحانيون به اين مسأله اشاره و تأکيد کردند: «علت اصلي مخالفت نظام سلطه با جمهوري اسلامي، ايستادگي ايران در مقابل نظام ظالمانه جهاني است. اگر اين ايستادگي نباشد، هر اسم و شکلي داشته باشيد، نظام سلطه با شما مخالفتي نخواهد داشت.»

6. ترويج و تعميق تفکر انقلابي

مقام معظم رهبري در اين باره فرمودهاند: «در اظهاراتي که در منبرها ميشود رعايت چند چيز را بکنيد: اول نياز مردم است، امروز مردم به اخلاق و عمق تفکر انقلابي احتياج دارند، اين انقلابي که به وجود آمد بر پايه چه مباني استوار است؟....بايد روي اين فکرکنيد... .»14

بنابراين اگر انقلاب اسلامي بخواهد به عنوان يک حرکت رو به پيش براي ايجاد يک تمدن اسلامي و بعد استحاله فرهنگ مادي غرب در درون تمدن اسلامي اقدام کند، بايد رابطه بين اسلاميت و تمدن و جامعه و دولت اسلامي به لحاظ منطقي حل شود که اين کار حوزههاي علميه و شرط انقلابي ماندن حوزه و حکومت است.

 

پينوشتها:

1. حوزه و روحانيت در نگاه رهبري، بيانات رهبري از سال 1368 تا 1388، ص11.

2. فاطمه رجبي، روحانيت ستيزي در تاريخ معاصر ايران، ص7.

3. يادداشت رسالت، سيدمهدي ميرباقري.

4. صحيفه نور، ج 10 ص137.

5. همان، ج 5، ص 262.

6. همان، ج 5، ص141.

7. همان، ج 19، ص11.

8. همان، ج 3، ص164.

9. همان،  ج 2، ص113.

10. همان، ج 7، ص253.

11. 1389/07/29.

12. سخنراني  در حرم امام خميني (ره)، 1390/3/14.

13. ديدار رئيسجمهور و هيأت وزيران، 1394/6/4.

14. سخنراني در جمع طلاب و روحانيون مشهد، 1369/1/4.